الشيخ حسين المظاهري

137

جهاد با نفس (فارسى)

« تعفير » نامند و مىگويند در اين اواخر اثبات كرده‌اند كه ميكرب دهان سگ را هيچ چيز جز خاك نمىتواند بكشد كه اين هم يكى از معجزات پيامبر اكرم ( ص ) است ؛ البته نسبت دادن اين مسائل براى پيامبر ( ص ) سبك است ، پيامبر بالاتر از آن است كه تعفير براى ما معجزه باشد تا ايمان ما به پيامبر بيشتر شود . مىگويد : رفتم و ظرف را دادم و بعد هم پروردگار عالم برايم پولى رساند ، مدتى طول نكشيد كه از « شفت » - وى از اهالى شفت بود و شفت يكى از شهرستانهاى گيلان است . - كسى آمد و گفت : فلان حاجى مرد و ثلث مال خود را براى شما وصيت كرد كه دهى است . مىگويد : حساب كردم ، ديدم همان موقعى كه آن نان و كله را به سگ دادم ، عصر همان روز اين وصيت براى من شده بود و از همان وقت كم‌كم در اصفهان برايم آن قدرت و مرجعيت پيدا شد . آرى بارها مىگفت : اگر توانستم به اسلام خدمتى كنم ، مرهون اين است كه توانستم دل سگى را به دست آورم و تعجب نكنيد زيرا مشمول رحمت خدا شدن زمينه مىخواهد و زمينه‌ها مختلف است ، گاهى انسان مىتواند راه صدساله را يك آن ( و لحظه ) برود . « فضيل بن اياز » آدم فوق‌العاده بدى بود . يك آدم ياغى بود ؛ روزى عبور مىكرد ، دخترى را ديد كه بر لب آبى نشسته و مشغول ظرف شستن است ، چشمش به دختر افتاد ، به او تمايل پيدا كرد و پيش دختر آمد و به او گفت : برو به پدر و مادرت بگو كه امشب تو را آرايش كنند و در اطاقى بگذارند تا من شب بيايم ، و رفت . دختر